الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
209
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
حكماى اسلامى كوشيدهاند به استدلالى عقلى راه يابند كه در آن استدلال مخلوقات واسطهء اثبات نباشند . بوعلى سينا برهان معروف خود را كه از راه تقسيم موجود به واجب و ممكن ، و نيازمندى ممكن در وجود به مرجّح ، و امتناع دور و تسلسل علل ، وارد شده و آن را « برهان صدّيقين » مىخواند و مدعى است اين برهان بر ساير براهين شرافت دارد زيرا اشيا و مخلوقات واسطه براى اثبات حق قرار نگرفته است . در برهان بوعلى اشيا واسطهء اثبات ذات واجب قرار نگرفتهاند آنچنانكه متكلمان و ارسطوييان اشيا را از اين جهت كه حادث يا متحركاند ؟ واسطه قرار دادهاند . آنچه در برهان بوعلى وجودش مسلّم و قطعى گرفته شده است . مطلق موجود است كه نقطهء مقابل آن انكار هستى به طور مطلق است . پس از آنكه در اصل وجود موجودات ترديد نكرديم ؛ يعنى همينقدر كه سوفسطايى نشديم ، يك تقسيم عقلى به كار مىبريم كه هر موجود يا واجب است و يا ممكن ، شقّ سوم محال است ، سپس نيازمندى ممكن را به مرجّح كه بديهى اوّلى است مورد استناد قرار مىدهيم ، آنگاه با امتناع دور و تسلسل كه مبرهن است نتيجهء نهايى را مىگيريم . چنانكه پيداست در اين برهان مخلوقات و موجودات جهان واسطهء اثبات قرار نگرفته است ، يك محاسبهء صرفاً عقلانى ما را به اين نتيجه رسانيده است . چرا كه موجودات يا وجودشان ضرورى است و داراى ماهيت هستند اگر علل وجود آنها پيدا شد كه واجبالوجود بالغير است ولى اگر علل وجود آنها پيدا نشد محال است وجود پيدا كنند ولى گاهى يك موجود واجبالوجود بالذات است نه بالغير او خداست . يعنى ممكن مثل سيمرغ و عنقا كه در ظرف ذهن ما هستند ولى اگر بخواهند در خارج تحقق پيدا كنند بايد عامل و فاعل به آن دو هستى بدهند تا تحقق عينى پيدا نمايند اگر ماهيت سيمرغ و عنقا كه كفهء وجود بر عدم نمىچربد بخواهد از ظرف ذهن به خارج منتقل شود محتاج علل و عوامل است . بوعلى در نمط چهارم اشارات پس از بيان اين برهان بر وجود خداوند و براهين ديگرى كه از اين برهان نتيجه مىشود بر وحدانيت و صفات خداوند ، چنين به خود مىبالد :